count one's blessings

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

count one's bless·ings/kaʊnt wʌnz ˈblɛsɪŋz/
phrase (عبارت)common

عبارت — شکرگزار بودن

شکرگزار بودننعمت‌هایش را شمردن

با قدردانی به خوبی‌های زندگی خود فکر کردن است.

To think gratefully about the good things in one's life.

«پس از طوفان، شکرگزار داشته‌هایمان بودیم.»

After the storm, we counted our blessings.

«او هر روز قدردان خوبی‌های زندگی‌اش است.»

She counts her blessings every day.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000