بازگشت

cradle

cra·dle/ˈkreɪ.dəl/
1noun (اسم)common
plural (جمع): cradles
گهوارهتخت نوزاد

تخت کوچک و مخصوص نوزاد که معمولاً آرام حرکت می‌کند.

A small bed for a baby, often one that rocks gently.

«او به آرامی نوزاد را در گهواره تکان داد.»

She gently rocked the baby in the cradle.

«گهواره نزدیک شومینه گذاشته شد.»

The cradle was placed near the fireplace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bassinetتخت کوچک نوزاد

رسمی. مخصوص تخت‌های کوچک و قابل حمل نوزاد است، در این زمینه با گهواره قابل جایگزینی است.

Formal. Used specifically for small portable baby beds, interchangeable with 'cradle' mainly in this precise context.

cotتخت کوچک کودک

بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است برای تخت کودک، کمتر در آمریکایی. دقیقاً جایگزین نیست زیرا ممکن است بزرگتر و ثابت باشد.

Common in British English for a small child's bed, less common in American English. Not exactly interchangeable as 'cot' can be larger and stationary.

2verb (فعل)common
past (گذشته): cradledpast participle (مفعولی): cradled-ing (حال): cradling3rd (سوم): cradles
گهواره گرفتنبه آرامی تکان دادن

نگه داشتن یا آرام تکان دادن، به‌ویژه کودک یا چیزی ظریف.

To hold or rock gently, especially a baby or something delicate.

«او نوزاد را در آغوشش گهواره گرفت.»

She cradled the infant in her arms.

«او گلدان شکننده را با احتیاط به آرامی نگه داشت.»

He cradled the fragile vase carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rockتکان دادن

رایج. عمدتاً در حرکت آرام نوزاد قابل جایگزین است — 'تکان دادن نوزاد' به معنای مشابه گهواره گرفتن است.

Common. Mostly interchangeable when referring to moving a baby gently—'rock the baby' means the same as 'cradle the baby'.

holdنگه داشتن

خیلی رایج و کلی؛ همیشه قابل جایگزینی نیست چون مفهوم تکان دادن ندارد.

Very common and general; not always interchangeable because 'hold' lacks the rocking sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000