cross off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/krɔs ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — خط زدن

خط زدنحذف کردن

روی موردی خط کشیدن تا تمام یا حذف شدنش مشخص شود.

to mark an item as finished or removed

«هر کار تمام‌شده را خط بزن.»

Cross off each finished task.

«او روی نامش خط کشید.»

She crossed off his name.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000