بازگشت

cruelty

cru·el·ty/ˈkruːəlti/
noun (اسم)common
بی‌رحمیظلم

ویژگی ایجاد درد یا رنج به صورت عمدی؛ خشونت و قساوت.

The quality of causing pain or suffering intentionally; harshness.

«بی‌رحمی به حیوانات در بسیاری کشورها غیرقانونی است.»

Animal cruelty is illegal in many countries.

«او بی‌رحمی دیکتاتور را محکوم کرد.»

She condemned the cruelty of the dictator.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brutalityوحشیگری

معمولی. شکل شدید بی‌رحمی با تأکید بر خشونت.

Common. Strong form of cruelty, emphasizing violent or savage acts.

harshnessسختی

معمولی. نشان‌دهنده شدت و بی‌رحمی.

Common. Indicates severity and lack of compassion, related to cruelty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000