cryonic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cry·on·ic/kraɪˈɒnɪk/
cry-cold, freezing-onicrelating to
adjective (صفت)technical

صفت — انجمادی

انجمادیمربوط به نگهداری منجمد

مربوط به حفظ بدن‌های زنده با انجماد در دماهای بسیار پایین.

Relating to the preservation of living bodies by freezing at very low temperatures.

«روش‌های انجمادی هدفشان طولانی کردن زندگی پس از مرگ است.»

Cryonic techniques aim to extend life after death.

«شرکت خدمات نگهداری انجمادی ارائه می‌دهد.»

The company offers cryonic preservation services.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000