crying
وجه وصفی حال 'cry': اشک ریختن، معمولاً به عنوان بیان ناراحتی، درد یا غم.
Present participle of 'cry': shedding tears, typically as an expression of distress, pain, or sorrow.
«بچه با صدای بلند در گهوارهاش گریه میکرد.»
“The baby was crying loudly in her crib.”
«او پس از تماشای فیلم غمگین نشست و گریه میکرد.»
“She sat crying after watching the sad movie.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. اغلب به معنای اشک ریختن آرامتر یا طولانیتر است که گاهی با غم عمیق همراه است، در حالی که 'crying' میتواند با صدای بلندتر یا ناگهانیتر باشد. 'او پس از شنیدن خبر آرام گریه میکرد.'
Common. Often implies a more quiet or prolonged shedding of tears, sometimes associated with deep sorrow, whereas 'crying' can be more vocal or sudden. 'She was quietly weeping after the news.'
متداول. به گریه کردن با نفسنفس زدنهای تشنجی اشاره دارد که معمولاً نشاندهنده ناراحتی عاطفی شدید است. 'او بیاختیار هقهق میکرد.' 'Sobbing' شکل شدیدتر و شنیدنیتری از 'crying' است.
Common. Refers to crying with convulsive gasps, usually indicating intense emotional distress. 'He was sobbing uncontrollably.' 'Sobbing' is a more extreme and audible form of 'crying'.