cushier

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cush·ier/ˈkʊʃiər/
cushyeasy and comfortable-ercomparative form
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): cushiersuperlative (عالی): cushiest

صفت — راحت‌تر

راحت‌ترآسان‌تر

راحت‌تر یا آسان‌تر از چیز دیگری.

More comfortable or easier than another.

«این شغل راحت‌تر از شغل قبلی من است.»

This job is cushier than my last one.

«او جای راحت‌تری برای زندگی پیدا کرد.»

He found a cushier place to live.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000