cyclical

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cyc·lic·al/ˈsaɪklɪkəl/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more cyclicalsuperlative (عالی): most cyclical

صفت — چرخه‌ای

چرخه‌ایدوره‌ای

رخ دادن به صورت دوره‌ای یا تکرار در الگوی منظم.

Happening in cycles or repeating in a regular pattern.

«رشد اقتصادی اغلب دوره‌ای است.»

Economic growth is often cyclical.

«فعالیت خورشید به صورت چرخه‌ای در ۱۱ سال اتفاق می‌افتد.»

The sun’s activity is cyclical over 11 years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
periodicدوره‌ای

رایج. معنی جایگزین برای بازگشت منظم است.

Common. Interchangeable meaning recurring regularly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000