بازگشت

dam

/dæm/
1noun (اسم)common
plural (جمع): dams
سدبند

سدی که برای نگهداری آب و بالا بردن سطح آن ساخته می‌شود و یک مخزن تشکیل می‌دهد که برای تولید برق یا تأمین آب استفاده می‌شود.

A barrier constructed to hold back water and raise its level, forming a reservoir used to generate electricity or as a water supply.

«سد اسوان یک شاهکار مهندسی بزرگ است.»

The Aswan Dam is a major engineering marvel.

«آنها سد جدیدی برای تأمین آب شهر ساختند.»

They built a new dam to supply water to the city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
barrageبند

فنی/رسمی. شبیه سد است اما معمولاً در عرض رودخانه برای انحراف آب به جای ذخیره آن در یک مخزن بزرگ ساخته می‌شود، اغلب با دریچه‌هایی برای کنترل جریان آب. زمانی که هدف اصلی ایجاد یک مخزن بزرگ و عمیق برای تولید برق باشد، کاملاً قابل جایگزینی نیست.

Technical/Formal. Similar to a dam but typically built across a river to divert water rather than store it in a large reservoir, often with gates for water flow control. It's not fully interchangeable when the primary purpose is creating a large, deep reservoir for power generation.

weirآب‌بند

فنی. سد کوچکی است که در عرض رودخانه ساخته می‌شود تا سطح آب را کمی بالا ببرد یا جریان آن را تنظیم کند، و اغلب به آب اجازه می‌دهد از روی آن سرریز شود. بسیار کوچکتر از یک سد معمولی است و برای ذخیره‌سازی آب در مقیاس بزرگ یا تولید برق ساخته نمی‌شود.

Technical. A low dam built across a river to raise the water level slightly or to regulate its flow, often allowing water to spill over the top. It is much smaller than a typical dam and not built for large-scale water storage or power generation.

2verb (فعل)common
past (گذشته): dammedpast participle (مفعولی): dammed-ing (حال): damming3rd (سوم): dams
سد بستنمهار کردن

ساختن سد بر روی (رودخانه یا جریان آب).

To build a dam across (a river or stream).

«سگ آبی‌ها رودخانه را سد بستند و یک برکه کوچک ایجاد کردند.»

The beavers dammed the stream, creating a small pond.

«آنها قصد دارند برای مقاصد آبیاری، رودخانه را سد ببندند.»

They plan to dam the river for irrigation purposes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockمسدود کردن

رایج. در اشاره به توقف جریان قابل جایگزینی است، اما 'dam' به معنای ساخت یک سازه بزرگ برای مدیریت آب است، در حالی که 'block' می‌تواند با هر چیزی انجام شود. 'آنها رودخانه را با سنگ مسدود کردند' امکان‌پذیر است، اما 'آنها روی رودخانه سد زدند' به معنای ساخت یک سد مناسب است.

Common. Can be interchangeable when referring to stopping the flow, but 'dam' implies building a substantial structure for water management, whereas 'block' can be done with anything. 'They blocked the river with rocks' is possible, but 'they dammed the river' means building a proper dam.

متضادها
3noun (اسم)technical
plural (جمع): dams
مادر (حیوان)دام مادر

مادر یک حیوان، به ویژه اسب یا دیگر دام‌های اهلی.

A female parent of an animal, especially a horse or other domestic livestock.

«کره اسب سرعت خود را از مادرش به ارث برد.»

The foal inherited its speed from its dam.

«او مادر و پدر اسب مسابقه برنده را ردیابی کرد.»

She tracked the dam and sire of the winning racehorse.

تفاوت با واژه‌های مشابه
motherمادر

رایج. در معنای کلی مادر قابل جایگزینی است. با این حال، 'dam' به طور خاص در پرورش و ژنتیک حیوانات، به ویژه برای اسب‌ها و سگ‌ها، برای تمایز از sire (پدر) استفاده می‌شود. 'مادر مادیان یک قهرمان بود' (dam) خاص‌تر از 'مادر مادیان یک قهرمان بود' (mother) است.

Common. Interchangeable in the general sense of a female parent. However, 'dam' is specifically used in animal breeding and genetics, especially for horses and dogs, to differentiate from the sire (father). 'The mare's dam was a champion' is more specific than 'The mare's mother was a champion'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000