بازگشت
girl
/ɡɜːrl/
1noun (اسم)common
plural (جمع): girls
دختربچه دختر
کودک یا زن جوان مؤنث.
A female child or young woman.
«دختر کوچک با عروسکش بازی میکرد.»
“The little girl was playing with her doll.”
«او دو دختر و یک پسر دارد.»
“She has two girls and one boy.”
تفاوت با واژههای مشابه
lass— دخترک، دوشیزه (قدیمی و ادبیاتی/اسکاتلندی/شمال انگلیس و ایرلند- بیشتر به معنای دوشیزه یا دختری از منطقه روستایی به کار میرود و حالت شاعرانه یا روستایی دارد. نمیتواند جایگزین 'girl' در تمام بافتها شود. مثلاً، 'my lass' اما نه 'a lass from the city'. برای اشاره به زنان جوان استفاده میشود، اما معمولاً همراه با حس نوستالژیک یا ادبی است. در گفتگوهای روزمره معمول نیست.)
daughter— دختر (فرزند)
2noun (اسم)informal
plural (جمع): girls
خانمدختر (غیررسمی)
اصطلاحی غیررسمی برای زن، که اغلب بین دوستان استفاده میشود.
An informal term for a woman, often used among friends.
«بریم، دخترا!»
“Let's go, girls!”
«او یکی از باهوشترین دختران کلاسش است.»
“She's one of the brightest girls in her class.”
تفاوت با واژههای مشابه
woman— زن، خانم (روزمره. کلمه استاندارد و خنثی برای اشاره به جنس مؤنث بالغ. میتواند در هر بافت رسمی یا غیررسمی جایگزین 'girl' شود، به خصوص وقتی منظور بزرگسالی باشد. مثلاً 'She is a strong woman' بهتر از 'She is a strong girl' است اگر منظور یک بزرگسال باشد. این کلمه در معنای 'جنسیت زن' کاملاً قابل تعویض است.)