daylong

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

day·long/ˈdeɪˌlɔŋ/
daya full daylonglasting the entire duration
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more daylongsuperlative (عالی): most daylong

صفت — تمام‌روزه

تمام‌روزهیک‌روزه

که تمام طول روز ادامه دارد.

Lasting for the entire day.

«آنها جلسه‌ای تمام‌روزه درباره پروژه داشتند.»

They had a daylong meeting about the project.

«جشنواره یک‌روزه بازدیدکنندگان زیادی جذب کرد.»

The daylong festival attracted many visitors.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000