بازگشت

daydream

day·dream/ˈdeɪˌdriːm/
dayperiod of daylightdreama series of thoughts or visions in sleep or reverie
1verb (فعل)common
past (گذشته): daydreamedpast participle (مفعولی): daydreamed-ing (حال): daydreaming3rd (سوم): daydreams
خیال‌پردازی کردنخیال‌بافی کردن

در حالت بیداری، به افکار خیال‌پردازانه و دلپذیر مشغول شدن و توجه نکردن به موقعیت فعلی.

To indulge in pleasant, dreamy thoughts while awake and not focusing on the present.

«او در ساعات کاری خیال‌پردازی می‌کند که به دور دنیا سفر کند.»

She daydreams about traveling the world during work hours.

«او را دیدم که به جای گوش دادن، خیال‌بافی می‌کند.»

I caught him daydreaming instead of listening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fantasizeخیال‌پردازی کردن

غیررسمی. معنای مشابه دارد ولی معمولاً به تصور موقعیت‌های غیرممکن یا آرمانی اشاره دارد؛ در مکالمات روزمره قابل جایگزینی است.

Informal. Similar meaning but often implies imagining impossible or ideal situations; interchangeable in casual contexts.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): daydreams
خیال‌بافیرویای بیداری

زنجیره‌ای از افکار یا خیالات خوشایند در حالت بیداری، به ویژه زمانی که به اطراف توجه نمی‌شود.

A series of pleasant thoughts or fantasies while awake, especially when not paying attention to the surroundings.

«خیال‌بافی‌های او اغلب شامل برنده شدن یک جایزه بزرگ است.»

Her daydreams often involve winning a big prize.

«در جلسه غرق خیال‌بافی بود.»

He was lost in a daydream during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reverieخیال‌پردازی

رسمی/ادبی. به معنی خیال‌پردازی شاعرانه است؛ معمولاً شاعرانه‌تر از daydream است.

Formal/literary. Means a dreamy musing; often more poetic than 'daydream'.

fantasyخیال

می‌تواند به سناریوی تخیلی اشاره کند؛ با daydream هم‌پوشانی دارد اما گسترده‌تر و بعضاً غیرواقعی است.

Can mean an imagined scenario; overlaps with daydream but also broader and sometimes unreal

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000