declining

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·clin·ing/dɪˈklaɪnɪŋ/
de-down, awayclineto bend, slope-ingaction or process
verb (فعل)commonpast (گذشته): declinedpast participle (مفعولی): declined-ing (حال): declining3rd (سوم): declines

فعل — کاهش

کاهشضعیف شدن

فرآیند کاهش یا ضعیف شدن در اندازه، تعداد یا کیفیت.

The act of becoming smaller, fewer, or worse in quality or amount.

«جمعیت سال‌هاست کاهش یافته است.»

The population has been declining for years.

«سلامتش به سرعت در حال وخامت است.»

His health is declining rapidly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deterioratingبدتر شدن

معمولی. توصیف بدتر شدن تدریجی، مشابه declining.

Common. Describes gradual worsening, similar to declining.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000