defeated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·feat·ed/dɪˈfiːtɪd/
de-down, awayfeataccomplishment or strike-edpast tense
adjective (صفت)common

صفت — شکست خورده

شکست خوردهبازنده

شکست خورده در یک مسابقه یا نبرد

Having been beaten in a contest or battle

«تیم شکست خورده سکوت‌کنان میدان را ترک کرد.»

The defeated team left the field silently.

«او پس از آزمون احساس شکست کرد.»

He felt defeated after the test.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vanquishedشکست‌خورده

رسمی. به طور کامل در نبرد شکست خورده.

Formal. Means thoroughly beaten in conflict.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000