بازگشت

defined

de·fined/dɪˈfaɪnd/
adjective (صفت)common
تعریف شدهمشخص

به‌روشنی توصیف شده یا نمایش داده شده، دارای معنی یا خطوط مشخص.

Clearly described or shown, having definite meaning or outlines.

«این اصطلاح در سند به‌خوبی تعریف شده است.»

The term is well defined in the document.

«پس از تمرین، عضلاتش واضح و برجسته هستند.»

His muscles are defined after training.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clearواضح

متداول. هنگام اشاره به وضوح یا تمایز قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when meaning explicit or distinct.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000