بازگشت

depend

de·pend/dɪˈpɛnd/
verb (فعل)common
past (گذشته): dependedpast participle (مفعولی): depended-ing (حال): depending3rd (سوم): depends
وابسته بودنمتکی بودن

وابسته بودن به چیزی یا کسی دیگر؛ تکیه کردن بر آن.

To rely on or be determined by something or someone else.

«ما برای دریافت اطلاعات به اینترنت وابسته‌ایم.»

We depend on the internet for information.

«موفقیتت به تلاش تو بستگی دارد.»

Your success depends on your effort.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relyتکیه کردن

متداول. معنی بسیار نزدیک دارد؛ depend کمی رسمی‌تر و در موارد نیاز یا شرایط گسترده‌تر است.

Common. Very close in meaning; 'depend' is slightly more formal and widespread in contexts of necessity or condition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000