independent
وابسته به کسی یا چیزی دیگر نبوده و به تنهایی قادر به ادامه یا پشتیبانی بودن
Not depending on someone or something else for support or help
«او پس از جدا شدن مستقل شد.»
“She became independent after moving out.”
«کودکان باید یاد بگیرند مستقل باشند.»
“Children should learn to be independent.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. عمدتاً برای استقلال سیاسی، سازمانی یا فنی استفاده میشود. در مورد دولتها یا سیستمها جایگزین independent میشود اما برای ویژگیهای فردی کاربرد ندارد.
Formal/technical. Used mainly for political, organizational, or technical independence. Can replace independent when speaking of governments or systems but not for personal qualities.
متضادها
از کنترل یا نفوذ دیگران آزاد بودن؛ سیاسی یا اجتماعی مستقل بودن
Not controlled or influenced by others; free politically or socially
«هند در سال ۱۹۴۷ مستقل شد.»
“India became independent in 1947.”
«یک کشور مستقل خود را اداره میکند.»
“An independent nation governs itself.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. عمدتاً برای کشورهای دارای حکومت کامل خودمختار کاربرد دارد. برای موجودیتهای سیاسی جایگزین independent میشود اما برای افراد استفاده نمیشود.
Formal. Used primarily for countries or states with full self-government. Can replace independent for political entities but not for people.
رایج/غیررسمی. هنگامی که به آزادی سیاسی یا اجتماعی اشاره دارد، جایگزین independent است اما معانی گستردهتر و لحنی غیررسمی دارد.
Common/Informal. Can mean independent when referring to social or political freedom but has wider meanings and less formal tone.
به هیچ حزب یا گروه سیاسی بزرگی وابسته نبودن
Not affiliated with a major political party or group
«او به عنوان نامزد مستقل وارد رقابت شد.»
“He ran as an independent candidate.”
«رایدهندگان مستقل از یک حزب خاص حمایت نمیکنند.»
“Independent voters do not support one party.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. عمدتاً در سیاست برای نشان دادن عدم وابستگی حزبی استفاده میشود. در زمینههای سیاسی جایگزین independent است اما کمتر در مکالمات روزمره کاربرد دارد.
Formal. Used mainly in politics to indicate absence of party affiliation. Can replace independent in political contexts but is less common in everyday speech.