direct consequences

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect con·se·quenc·es/dɪˈrɛkt ˈkɑnsəkwɛnsɪz/
phrase (عبارت)common

عبارت — پیامدهای مستقیم

پیامدهای مستقیمنتایج بی‌واسطه

نتیجه‌هایی که بی‌واسطه و روشن از یک کار یا رویداد به وجود می‌آیند.

Results that follow immediately and clearly from an action or event.

«این سیاست پیامدهای مستقیمی برای خانواده‌ها داشت.»

The policy had direct consequences for families.

«ما دربارهٔ نتایج بی‌واسطهٔ تصمیم صحبت کردیم.»

We discussed the direct consequences of the decision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000