directly linked (to, with)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

di·rect·ly linked/dəˈrɛktli lɪŋkt/
phrase (عبارت)common

عبارت — مستقیماً مرتبط

مستقیماً مرتبطمستقیماً پیوندخورده

روشن و بی‌واسطه به چیزی مربوط یا با آن پیوندخورده بودن.

shown or believed to have a clear immediate connection with something

«این علائم مستقیماً با خواب ناکافی مرتبط‌اند.»

The symptoms are directly linked to poor sleep.

«موفقیت مستقیماً با برنامه‌ریزی دقیق پیوند دارد.»

Success is directly linked with careful planning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000