بازگشت
discretionary
dis·cre·tion·ary/dɪˈskrɛʃənɛri/
discretionfreedom to decide / power of decision-aryrelating to / characterized by
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more discretionarysuperlative (عالی): most discretionary
اختیاریبنا به صلاحدیدانتخابی
چیزی که استفاده یا انجام آن به انتخاب و تشخیص خود فرد بستگی دارد و اجباری یا از پیش تعیین شده نیست.
Available for use at the discretion of the user; not restricted to a particular rule or purpose; optional.
«کارمندان هر سال یک پاداش اختیاری دریافت میکنند.»
“Employees receive a discretionary bonus each year.”
«هزینههای اختیاری اغلب در دوران رکود اقتصادی کاهش مییابد.»
“Discretionary spending is often cut during economic downturns.”
تفاوت با واژههای مشابه
optional— اختیاری (انتخابی غیر اجباری بودن چیزی را بیان میکند نه تصمیمگیری فرد را.) مثلاً 'غذاهای اختیاری' به این معنی است که میتوانید از بین آنها انتخاب کنید نه اینکه مجبور باشید از آنها استفاده کنید. با این حال، در برخی موارد، مانند انتخاب واحدهای درسی، این دو واژه میتوانند به جای هم استفاده شوند. در 'optional course' یعنی 'درس اختیاری' و 'discretionary course' یعنی 'درسی که انتخاب آن به صلاحدید خود دانشجو بستگی دارد' که در این مورد معنای مشابهی دارند. این واژه بیشتر برای امکان انتخاب بین گزینههای از پیش تعیین شده به کار میرود و کمتر بر اعمال قضاوت شخصی تأکید دارد، در حالی که discretionary تأکید بیشتری بر تصمیمگیری فرد بر اساس قضاوت خودش دارد. در واقع optional انتخاب از بین گزینهها است ولی discretionary انتخاب برای انجام یا عدم انجام یک چیز است که تصمیم گیری به صلاحدید خود فرد است. هر دو به عدم اجبار و اختیار در تصمیم گیری اشاره میکنند، اما optional بیشتر به انتخابی بودن از بین چند گزینه و discretionary به آزاد بودن در تصمیمگیری و استفاده از اختیار و قضاوت فردی اشاره دارد. مثلا 'optional features' یعنی 'ویژگیهای انتخابی' که از بین چند ویژگی میتوان انتخاب کرد، در حالی که 'discretionary spending' یعنی 'هزینههای اختیاری' که فرد میتواند تصمیم بگیرد آن را انجام دهد یا خیر و چطور آن را انجام دهد. Optional برای انتخاب از بین یک سری گزینهها به کار میرود، مثلاً در یک فرم، فیلدی اختیاری است، ولی discretionary برای تصمیمگیری آزادانه فرد برای انجام یا عدم انجام یک چیز به کار میرود. مثلاً 'discretionary bonus' یعنی 'پاداش اختیاری' که کارفرما میتواند آن را بدهد یا ندهد و میزان آن را تعیین کند. در حالی که 'optional bonus' ممکن است به معنی 'پاداشی باشد که از بین چند نوع پاداش، کارمند میتواند یکی را انتخاب کند'. در کل discretionary بر اعمال قضاوت و صلاحدید فردی تأکید دارد و optional بر انتخابی بودن از بین گزینههای از پیش تعیین شده. در هر دو مورد، عدم اجبار و اختیار وجود دارد ولی از زوایای کمی متفاوت. به طور کلی نمیتوانند کاملاً جایگزین هم باشند ولی در برخی موارد میتوانند به جای هم استفاده شوند.
voluntary— داوطلبانه (در یک عمل یا رویداد اختیاری بودن چیزی را بیان میکند که فرد به صورت داوطلبانه آن را انجام دهد. Voluntary بیشتر به عملی که فرد با اراده آزاد انجام میدهد، اشاره دارد، در حالی که discretionary به اختیاری بودن خودِ آن مورد یا موضوع اشاره میکند. یک کار discretionary میتواند به صورت voluntary انجام شود. مثلاً، 'discretionary activities' (فعالیتهای اختیاری) ممکن است توسط افراد 'voluntary' (داوطلبانه) انجام شوند. در 'voluntary donation' (کمک داوطلبانه) فرد تصمیم میگیرد که کمک کند، اما در 'discretionary fund' (صندوق اختیاری) خود صندوق برای استفاده اختیاری است، نه اینکه فرد الزاماً داوطلب شود که از آن استفاده کند. 'Voluntary' بیشتر برای اعمال و مشارکتها به کار میرود و 'discretionary' برای بودجه، قدرت، زمان و غیره. به طور کلی، نمیتوانند کاملاً جایگزین هم باشند.)