بازگشت

dismantling

dis·man·tling/dɪsˈmæntlɪŋ/
dis-reverse, removemantlecovering, cloak
noun (اسم)common
جمع‌آوریبازسازی

فرآیند جدا کردن یا برداشتن اجزای یک چیز.

The process of taking something apart or removing its components.

«بازکردن دستگاه چند ساعت طول کشید.»

The dismantling of the machine took several hours.

«آنها در حال جمع‌آوری پل قدیمی هستند.»

They are dismantling the old bridge.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disassemblyبازکردن

رایج. اصطلاح کلی برای جدا کردن اشیا؛ در بسیاری از موارد قابل تعویض است.

Common. General term for taking apart objects; interchangeable in many contexts.

deconstructionواکاوی

رسمی. عمدتاً در زمینه‌های فنی یا تحلیلی به کار می‌رود.

Formal. Used especially in technical or analytical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000