distracting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·tract·ing/dɪˈstræktɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): distractedpast participle (مفعولی): distracted-ing (حال): distracting3rd (سوم): distracts

فعل — حواس‌پرت کردن

حواس‌پرت کردنمنحرف کردن

صفت حال فعل ‘distract’؛ منحرف کردن توجه کسی از چیزی.

Present participle of 'distract'; to take someone's attention away from something.

«صدای بلند حواس دانش‌آموزان را پرت می‌کرد.»

The loud noise was distracting the students.

«او خیابان شلوغ را هنگام کار حواس‌پرت‌کننده می‌داند.»

She finds the busy street distracting while working.

تفاوت با واژه‌های مشابه
divertingمنحرف‌کننده

رایج. معنی مشابه دارد؛ بسته به زمینه می‌تواند جایگزین distracting شود.

Common. Similar meaning; can replace distracting depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000