distributorship

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·trib·ut·or·ship/dɪˈstrɪbjʊtərˌʃɪp/
dis-aparttributeto give-orshipstate, condition, or office
noun (اسم)formalplural (جمع): distributorships

اسم — نمایندگی توزیع

نمایندگی توزیعمقام توزیع‌کننده

وضعیت یا مقام توزیع‌کننده رسمی و مجاز بودن.

The state or position of being an authorized distributor.

«او نمایندگی توزیع یک برند بزرگ را گرفت.»

He got the distributorship of a major brand.

«قراردادهای نمایندگی توزیع شرایط بین شرکت‌ها را مشخص می‌کنند.»

Distributorship agreements define terms between companies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000