dog around

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dog a·round/dɔɡ əˈraʊnd/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — وقت تلف کردن

وقت تلف کردنبازیگوشی کردن

به‌جای انجام کار لازم، وقت را با بازیگوشی یا بی‌کاری تلف کردن است.

To waste time by fooling around instead of doing what is needed.

«وقت تلف نکن و تکلیفت را تمام کن.»

Stop dogging around and finish your homework.

«آن‌ها تمام بعدازظهر را بی‌کار گذراندند.»

They dogged around all afternoon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loiterپرسه زدن

روزمره/غیررسمی. وقتی کسی با پرسه‌زدن وقت تلف می‌کند می‌تواند جای آن بیاید، اما بر رفتار بازیگوشانه و احمقانه تأکید ندارد.

Everyday/informal. It can replace 'dog around' when someone wastes time hanging about, but not when the focus is playful foolish behavior.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000