doing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

do·ing/ˈduːɪŋ/
doto perform an action or task-ingforming present participle, gerund, or noun of action
1verb (فعل)commonpast (گذشته): didpast participle (مفعولی): done-ing (حال): doing3rd (سوم): does

فعل — انجام دادن

انجام دادنکردن

شکل حال استمراری فعل 'do' که برای نشان دادن عمل در حال انجام یا به عنوان فعل کمکی در زمان‌های استمراری استفاده می‌شود.

The present participle form of 'do', used to indicate an ongoing action or as an auxiliary verb in progressive tenses.

«الان چه کار می‌کنی؟»

What are you doing now?

«او دارد نهایت تلاشش را می‌کند.»

He is doing his best.

تفاوت با واژه‌های مشابه
performingاجرا کردن. رسمی/کمی خاص‌تر. 'اجرا کردن' اغلب به اجرای ماهرانه‌تر یا دقیق‌تر، یا انجام کاری برای مخاطب اشاره دارد. 'او در حال اجرای یک نمایش است' در مقابل 'او در حال انجام تکالیفش است'. همیشه قابل تعویض نیست.
متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): doings

اسم — عمل

عملکارفعالیت

یک عمل، فعالیت یا رویداد.

An action, activity, or event.

«فعالیت زیادی درگیر بود.»

There was a lot of doing involved.

«او انجام دادن را بیشتر از برنامه‌ریزی دوست دارد.»

He likes doing more than planning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activityفعالیت. رایج. 'فعالیت' یک اصطلاح بسیار گسترده برای هر درگیری است. 'عمل' به عنوان اسم کمتر رایج است و اغلب به *عمل* انجام دادن اشاره دارد، نه حالت کلی. 'There's not much doing here' (فعالیت) در مقابل 'What's the doing?' (کمتر طبیعی). برای اعمال کلی قابل تعویض هستند.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000