down and out
/ˌdaʊn ən ˈaʊt/
phrase (عبارت)informal
عبارت — بیچیز و درمانده
بیچیز و درماندهبیپول و ناامید
بیپول، بیکار و درمانده بودن، معمولاً پس از یک دوره بدشانسی.
Without money, work, or hope, especially after a period of bad luck.
«بعد از تعطیلی محل کارش، بیپول و درمانده شد.»
“After the closure, he was down and out.”
«این خیریه به آدمهای بیچیز و درمانده کمک میکند.»
“The charity helps people who are down and out.”