downrange

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

down·range/ˌdaʊnˈreɪndʒ/
down-along or toward a lower pointrangearea or distance
adverb (قید)technical

قید — پایین‌رونده

پایین‌روندهبه طرف میدان تیر

در جهت محل رهاسازی یا شلیک مهمات.

In or toward the direction of a shooting or missile range.

«موشک به دقت به سمت میدان تیر پرواز کرد.»

The missile flew downrange accurately.

«برخورد در امتداد میدان تیر تایید شد.»

Downrange impact was confirmed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000