بازگشت

drawback

draw·back/ˈdrɔːbæk/
noun (اسم)common
plural (جمع): drawbacks
عیبنقصاشکال

ویژگی یا جنبه‌ای از چیزی که مشکلات ایجاد می‌کند یا آن را کمتر مفید یا لذت‌بخش می‌کند.

A feature or aspect of something that causes problems or makes it less effective or enjoyable.

«یکی از عیب‌های این طرح هزینه زیاد آن است.»

One drawback of this plan is its high cost.

«اشکال کار کردن در خانه احساس تنهایی است.»

The drawback to working from home is feeling isolated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disadvantageعیب

رایج. معمولاً قابل جایگزینی است؛ برای هر جنبه منفی به کار می‌رود، مثل «عیب اصلی قیمت است.»

Common. Often interchangeable; used broadly for any negative aspect, e.g., 'The main disadvantage is price.'

limitationمحدودیت

رسمی. بیشتر به محدودیت‌ها اشاره دارد؛ مخصوصاً در زمینه‌های فنی یا رسمی به کار می‌رود.

Formal. Focuses on restrictions or boundaries; used especially in technical or formal contexts.

downsideطرف منفی

غیررسمی. معمولاً برای بیان جنبه منفی در کنار جنبه‌های مثبت در گفتار به کار می‌رود، مانند «طرف منفی هزینه بالاست.»

Informal. Typically used in speech to indicate a negative aspect alongside positives — e.g., 'The downside is the high cost.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000