drive down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/draɪv daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پایین آوردن

پایین آوردنکاهش دادن

باعث پایین‌آمدن قیمت، سطح یا مقدار چیزی‌شدن.

To cause a price, level, or amount to decrease.

«رقابت قیمت‌ها را پایین آورد.»

Competition drove prices down.

«خبر ارزش سهام را کاهش داد.»

The news drove the shares down.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با خودرو رفتن

با خودرو رفتنرانندگی‌کنان رفتن

با خودرو به جایی رفتن، به‌ویژه به سمت جنوب یا مکانی دورتر.

To travel by car to a place, especially one farther south.

«با خودرو به ساحل رفتیم.»

We drove down to the coast.

«او از بوستون با خودرو آمد.»

She drove down from Boston.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000