drop the ball

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/drɑp ðə bɔl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گند زدن

گند زدناز عهده کار برنیامدن

اشتباه‌کردن یا کاری را که مسئولش بوده‌ای انجام‌ندادن.

To make a mistake or fail to do something one was responsible for.

«من کوتاهی کردم و مهلت را از دست دادم.»

I dropped the ball and missed the deadline.

«در این پروژه کوتاهی نکن.»

Don't drop the ball on this project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000