بازگشت

dry land

/ˌdraɪ ˈlænd/
noun (اسم)common
سرزمین خشکیزمین خشک

زمینی که زیر آب نیست و معمولاً در مقابل دریا یا اقیانوس قرار دارد.

Land that is not covered by water, especially in contrast to the sea or ocean.

«بعد از روزها در دریا، دریانوردان خوشحال شدند که زمین خشک را دیدند.»

After days at sea, the sailors were happy to see dry land.

«جزیره تنها زمین خشکی بود که کیلومترها اطرافش بود.»

The island was the only dry land for miles around.

تفاوت با واژه‌های مشابه
landزمین

عمومی. به قسمتی از زمین که خشک است اشاره می‌کند و وقتی بر نبود آب تأکید باشد جایگزین dry land می‌شود.

Common. General term for the solid part of the earth, interchangeable with 'dry land' when emphasizing absence of water.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000