بازگشت

dysfunction

dys·func·tion/dɪsˈfʌŋkʃən/
dys-bad, difficult, impairedfunctionan activity or purpose
noun (اسم)technical
نارساییاختلال عملکرد

عملکرد ناقص یا غیرطبیعی قسمتی از بدن یا سیستم

impaired or abnormal functioning of a body part or system

«اختلال عملکرد قلب می‌تواند تهدیدکننده زندگی باشد.»

Heart dysfunction can be life-threatening.

«آن‌ها اختلال عملکرد مغز را در بیماران مطالعه کردند.»

They studied brain dysfunction in patients.

تفاوت با واژه‌های مشابه
malfunctionخرابی

رایج. کار نکردن درست، تقریباً مترادف در زمینه پزشکی و فنی.

Common. Failure to function properly, nearly synonymous in medical and technical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000