بازگشت

ebony

eb·o·ny/ˈɛbəni/
1noun (اسم)common
چوب آبنوسچوب سیاه

چوبی سخت و سنگین، سیاه‌رنگ که از درختان گرمسیری به‌دست می‌آید و معمولاً در ساخت وسایل چوبی به‌کار می‌رود.

A very dense black hardwood from tropical trees, often used in furniture and instruments.

«کلیدهای پیانو از چوب صیقلی آبنوس ساخته شده بودند.»

The piano keys were made of polished ebony.

«او مجسمه زیبایی از چوب آبنوس تراشید.»

He carved a beautiful statue out of ebony.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blackwoodچوب سیاه

فنی. واژه‌ای مرتبط برای چوب‌های سخت تیره که کمی کمتر در عرف عمومی کاربرد دارد.

Technical. A related term referring to dark hardwood used similarly to ebony, but less common in everyday use.

2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more ebonysuperlative (عالی): most ebony
سیاه براقسیاه عمیق

دارای رنگی بسیار سیاه و عمیق، شبیه چوب آبنوس.

Having a very deep black color, like the wood ebony.

«او برای جشن یک لباس سیاه رنگ پوشیده بود.»

She wore an ebony dress to the gala.

«موی او براق و سیاه‌رنگ بود.»

His hair was shiny and ebony.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000