edging

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

edg·ing/ˈɛdʒ.ɪŋ/
edgeborder or margin-ingpresent participle or noun suffix
noun (اسم)common

اسم — لبه‌دوزی

لبه‌دوزیحاشیه

کناره یا حاشیه‌ای در طول لبه پارچه یا زمین.

A border or trimming along the edge of fabric or land.

«میز حاشیه تزئینی داشت.»

The table had a decorative edging.

«گل‌ها را در طول حاشیه باغ بکار.»

Plant flowers along the garden's edging.

تفاوت با واژه‌های مشابه
borderحاشیه

رایج. اصطلاح کلی برای کناره یا مرز.

Common. General term for an edge or boundary.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000