effective implementation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ef·fec·tive im·ple·men·ta·tion/ɪˈfɛktɪv ˌɪmpləmɛnˈteɪʃən/
noun (اسم)formal

اسم — اجرای مؤثر

اجرای مؤثرپیاده‌سازی مؤثر

اجرای موفق یک برنامه، سیاست یا سامانه در عمل.

The successful putting of a plan, policy, or system into practical use.

«برای اجرای مؤثر این سیاست به آموزش نیاز است.»

Training is needed for effective implementation of the policy.

«پروژه بدون پیاده‌سازی مؤثر شکست خورد.»

The project failed without effective implementation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000