بازگشت

effeminate

ef·fe·mi·nate/ɪˈfɛmɪnət/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more effeminatesuperlative (عالی): most effeminate
زن‌صفتموصوف به خصوصیات زنانه

دارای صفات یا ظاهری که به طور سنتی با زنان مرتبط است، معمولا درباره مردان با بار منفی استفاده می‌شود.

Having qualities or appearance traditionally associated with women, often used negatively about men.

«او به خاطر رفتارهای زنانه‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.»

He was criticized for his effeminate mannerisms.

«بازیکن نقش شخصیتی با ویژگی‌های زنانه را بازی کرد.»

The actor played an effeminate character.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unmanlyبی‌مردی

رسمی. اصطلاح منفی برای مردانی که صفات مردانه ندارند؛ نزدیک به effeminate.

Formal. Negative term for men lacking traditional masculine traits; closely related to effeminate.

feminineزنانه

خنثی. توصیف ویژگی‌های معمول زنان؛ effeminate بار منفی در مردان دارد.

Neutral. Describes qualities typical of women; 'effeminate' implies these in men, often negatively.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000