effloresce

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ef·flo·resce/ˌɛfloʊˈrɛs/
ef-out, awayfloresceto bloom or flower
verb (فعل)formalpast (گذشته): efflorescedpast participle (مفعولی): effloresced-ing (حال): efflorescing3rd (سوم): effloresces

فعل — شکوفا شدن

شکوفا شدنگل دادن

شکوفه دادن یا گل دادن؛ رشد کردن و رسیدن به اوج زیبایی یا توسعه.

To blossom or bloom; to develop and reach a peak of growth or beauty.

«گل رزها به زیبایی در بهار شکوفه می‌دهند.»

The roses effloresce beautifully in spring.

«استعدادهای او با تمرین شکوفا می‌شوند.»

His talents effloresce with practice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blossomشکوفه دادن

رسمی/ادبی. اغلب برای گل‌ها یا رشد انتزاعی استفاده می‌شود.

Formal/literary. Often used for flowers or abstract growth, interchangeable in similar contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000