بازگشت

elated

e·lat·ed/ɪˈleɪtɪd/
e-outlateraise-edpast participle
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more elatedsuperlative (عالی): most elated
شادمانخوشحالشادی‌آور

بسیار خوشحال و هیجان‌زده.

Extremely happy and excited.

«او پس از دریافت خبر خوب بسیار خوشحال بود.»

She was elated after receiving the good news.

«تیم از پیروزی خود شادمان بود.»

The team was elated by their victory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
joyfulشاد

رایج. احساس خوشحالی و رضایت زیاد.

Common. Feeling great happiness or pleasure.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000