بازگشت

elements

el·e·ments/ˈɛlɪmənts/
noun (اسم)common
plural (جمع): elements
عناصرترکیبات پایه

مواد پایه که نمی‌توان بیشتر از آن‌ها تجزیه کرد و همه چیز از آن‌ها ساخته شده است

Basic substances that cannot be broken down further, forming all matter

«آب از دو عنصر ساخته شده: هیدروژن و اکسیژن.»

Water is made of two elements: hydrogen and oxygen.

«جدول تناوبی همه عناصر شناخته‌شده را فهرست می‌کند.»

The periodic table lists all known elements.

تفاوت با واژه‌های مشابه
componentsاجزاء

متداول. نزدیک به معنی است اما 'اجزاء' معمولاً به بخش‌های سیستم اشاره دارد نه مواد خالص.

Common. Similar in sense but 'components' often refers to parts of a system rather than pure substances. 'Components' fits better in engineering contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000