enabled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

en·abled/ɪˈneɪbld/
en-to cause to beablecapable of
verb (فعل)commonpast (گذشته): enabledpast participle (مفعولی): enabled-ing (حال): enabling3rd (سوم): enables

فعل — امکان‌پذیر ساخت

امکان‌پذیر ساختفعال کرد

گذشته فعل enable؛ انجام کاری که ممکن شود یا توانایی انجام دادن چیزی را دادن.

Past tense of 'enable'; to make something possible or give ability to do something.

«نرم‌افزار جدید پردازش سریع‌تر را ممکن کرد.»

The new software enabled faster processing.

«آنها هفته گذشته این قابلیت را فعال کردند.»

They enabled the feature last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allowedمجاز کرد

رایج. به معنی مجاز کردن؛ enabled بیشتر به معنی ممکن ساختن است نه فقط اجازه دادن.

Common. Means permitted; 'enabled' often implies making possible, not just permission.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000