enduringly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

en·dur·ing·ly/ɛnˈdʊərɪŋli/
endureto last or suffer through-ingpresent participle suffix-lyin a manner or way
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): enduringposition (جایگاه): end

قید — با پایداری

با پایداریبه طور ماندگار

به طریقی که برای مدت طولانی ادامه می‌یابد یا با وجود سختی‌ها ادامه پیدا می‌کند.

In a way that lasts for a long time or continues despite difficulty.

«این سنت قرن‌ها با پایداری ادامه داشته است.»

The tradition has endured enduringly for centuries.

«او در تمام سختی‌ها به طور ماندگار عاشق او بود.»

She loved him enduringly through all hardships.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistentlyبا اصرار

رسمی. وجود یا عمل مداوم با وجود موانع را تاکید می‌کند.

Formal. Emphasizes continuous existence or action despite obstacles.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000