بازگشت

endure

en·dure/ɪnˈdjʊər/
en-to cause to be / to put intodurelast, to last
1verb (فعل)common
past (گذشته): enduredpast participle (مفعولی): endured-ing (حال): enduring3rd (سوم): endures
تحمل کردنصبر کردن

تحمل کردن شرایط سخت یا دردناک به صورت صبورانه و در طول زمان

To suffer something painful or difficult patiently over a period of time

«او بدون شکایت سفر طولانی را تحمل کرد.»

She endured the long journey without complaint.

«آنها مجبور بودند شرایط آب و هوایی بسیار سخت را تحمل کنند.»

They had to endure harsh weather conditions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tolerateتحمل کردن

رایج. در موقعیت‌های تحمل ناراحتی جسمی یا روحی قابل جایگزینی است. کمتر برای دوره‌های طولانی یا ورزش‌های استقامتی به کار می‌رود.

Common. Interchangeable in contexts of bearing physical or emotional discomfort. Less used for long periods or endurance sports.

persevereپشتکار داشتن

رسمی. تاکید بر ادامه دادن با وجود سختی‌ها دارد، بیشتر مربوط به تلاش است تا خود درد و رنج.

Formal. Emphasizes continuing despite difficulties, often related to effort, less on suffering pain itself.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): enduredpast participle (مفعولی): endured-ing (حال): enduring3rd (سوم): endures
پایدار ماندنادامه داشتن

ادامه داشتن یا باقی ماندن برای مدت طولانی

To continue to exist or last for a long time

«بنای تاریخی برای قرن‌ها باقی مانده است.»

The monument has endured for centuries.

«نفوذ او مدت‌ها بعد از مرگش باقی ماند.»

His influence endured long after his death.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lastادامه داشتن

رایج. معمولاً در بیان مدت زمان به جای endure به کار می‌رود؛ مثلا «سنت‌ها برای چند قرن ادامه دارند.»

Common. Can often replace endure when referring to duration; 'The tradition lasts centuries.'

persistپافشاری کردن

رسمی. بر وجود مستمر، معمولاً با وجود مشکلات، تاکید دارد.

Formal. Emphasizes continuous existence often despite difficulty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000