بازگشت

energize

/ˈɛnərˌdʒaɪz/
en-cause to beergwork, energy-izeto make or become
verb (فعل)common
past (گذشته): energizedpast participle (مفعولی): energized-ing (حال): energizing3rd (سوم): energizes
انرژی دادنتوان بخشیدنتحریک کردن

انرژی یا توان دادن به چیزی؛ نیرو بخشیدن.

To give energy or vitality to; to invigorate.

«موسیقی جمعیت را در کنسرت‌ها نیرو می‌بخشد.»

Music energizes the crowd at concerts.

«سخنرانی مربی به تیم انرژی داد.»

The coach’s speech energized the team.

تفاوت با واژه‌های مشابه
invigorateتقویت کردن

رسمی. به چیزی قدرت یا انرژی دادن.

Formal. To give strength or energy to something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000