engrave
حک کردن یا کنده کاری متن یا طرحی روی یک سطح سخت، اغلب برای اهداف تزئینی یا علامتگذاری دائمی آن.
To cut or carve a text or design into a hard surface, often for decorative purposes or to permanently mark it.
«او حروف اول نامش را روی ساعتش حکاکی کرد.»
“He had his initials engraved on his watch.”
«جواهرساز پیامی را روی حلقه حک خواهد کرد.»
“The jeweler will engrave a message on the ring.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. گستردهتر از 'engrave' است، میتواند به بریدن در هر مادهای (چوب، سنگ، میوه) برای اهداف مختلف، نه فقط علامتگذاری دائمی یا تزئین، اشاره کند. 'او مجسمهای از چوب کند.' 'Engrave' به طور خاص به یک سطح ظریفتر، معمولاً فلزی یا سنگی، اشاره دارد.
Common. Broader than 'engrave', can refer to cutting into any material (wood, stone, fruit) for various purposes, not just permanent marking or decoration. 'He carved a statue from wood.' 'Engrave' specifically implies a finer, usually metallic or stone surface.
فنی. معمولاً شامل استفاده از اسید برای بریدن روی سطح، به ویژه فلز یا شیشه است. 'هنرمند طرحی را روی شیشه حک کرد.' اگرچه آن هم یک علامت دائمی ایجاد میکند، اما روش آن با 'engrave' که معمولاً از ابزار استفاده میکند، متفاوت است.
Technical. Usually involves using acid to cut into a surface, especially metal or glass. 'The artist etched a design onto the glass.' While also creating a permanent mark, the method is distinct from 'engrave' which typically uses a tool.