بازگشت

entitle

en·ti·tle/ɪnˈtaɪ.təl/
verb (فعل)common
past (گذشته): entitledpast participle (مفعولی): entitled-ing (حال): entitling3rd (سوم): entitles
حق دادناجازه دادن

دادن حق یا ادعایی به کسی در مورد چیزی.

To give someone a right or claim to something.

«این بلیط به شما حق ورود رایگان می‌دهد.»

This ticket entitles you to free entry.

«او حق دریافت وجه دارد.»

He is entitled to a refund.

تفاوت با واژه‌های مشابه
authorizeمجوز دادن

رایج. معنی مشابه ولی رسمی‌تر و قانونی‌تر است.

Common. Similar meaning but more official and legal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000