بازگشت

equity

e·qui·ty/ˈekwɪti/
1noun (اسم)formal
عدالتانصاف

عدالت یا انصاف در نحوه برخورد با افراد.

Fairness or justice in the way people are treated.

«عدالت در آموزش مهم است.»

Equity is important in education.

«شرکت عدالت را بین کارکنان ترویج می‌کند.»

The company promotes equity among employees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fairnessانصاف

متداول. در زمینه عدالت و بی‌طرفی تقریباً قابل جایگزین است.

Common. Nearly interchangeable in contexts of justice and impartiality.

متضادها
2noun (اسم)formal
سهاممالکیت

سهم مالکیت در یک شرکت، به ویژه سهام.

Ownership interest in a company, especially shares.

«او مالک سهام در استارت‌آپ است.»

He owns equity in the startup.

«ارزش سهام سال گذشته افزایش یافت.»

Equity value increased last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharesسهام

متداول. به طور خاص به مالکیت سهام اشاره دارد، نوعی از equity.

Common. Refers specifically to stock ownership, a type of equity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000