بازگشت

equivocation

e·quiv·o·ca·tion/ɪˌkwɪvəˈkeɪʃən/
equi-equal, samevoccall, voice-ationaction or process
noun (اسم)formal
ابهام‌گوییگمراه‌سازی با سخن مبهم

استفاده از زبان مبهم یا نامشخص برای اجتناب از تعهد به معنای مشخص یا گمراه کردن دیگران.

The act of using ambiguous or unclear language to avoid committing to a specific meaning or to mislead.

«ابهام‌گویی او باعث شد نظر واقعی‌اش سخت فهمیده شود.»

His equivocation made it hard to understand his true opinion.

«سیاستمداران اغلب برای اجتناب از پاسخ‌های مستقیم از ابهام‌گویی استفاده می‌کنند.»

Politicians often use equivocation to avoid giving direct answers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ambiguityابهام

رسمی. به معنای کلی عدم وضوح که ممکن است قصد گمراه‌سازی وجود نداشته باشد، متفاوت با equivocation است.

Formal. Refers broadly to unclear meaning but may not imply intent to mislead, unlike equivocation.

evasivenessطفره رفتن

روزمره. روی اجتناب از پاسخ مستقیم تمرکز دارد، معمولا عمدی است. زمانی که قصد اجتناب باشد قابل تعویض با equivocation است.

Common. Emphasizes avoiding a direct answer, often deliberately. Interchangeable with equivocation when intent is to avoid commitment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000