everything but the kitchen sink

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ev·ery·thing but the kitch·en sink/ˈɛvriθɪŋ bʌt ðə ˈkɪtʃən sɪŋk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تقریباً همه‌چیز

تقریباً همه‌چیزهمه‌چیز جز سینک ظرف‌شویی

تقریباً هر چیز ممکن، با این کنایه که فقط یک چیز بی‌اهمیت جا مانده است.

Almost everything imaginable, with only one trivial thing supposedly left out.

«آن‌ها تقریباً همه‌چیز را با خود آوردند.»

They brought everything but the kitchen sink.

«این برنامه تقریباً هر اطلاعاتی را می‌خواهد.»

The app asks for everything but the kitchen sink.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000