بازگشت

exalted

ex·alt·ed/ɪɡˈzɔltɪd/
ex-out, upaltto raise-edpast participle / having been
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more exaltedsuperlative (عالی): most exalted
منزّهرفیعمجلل

دارای احترام و جایگاه بسیار بالا؛ والا یا باشکوه.

Held in very high regard or elevated rank; noble or grand.

«او رهبر برجسته‌ای بود که همه از او تمجید می‌کردند.»

He was an exalted leader praised by all.

«او جایگاه بسیار بالایی در اجتماع داشت.»

She held an exalted position in society.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nobleاشرافی

رسمی. کیفیت‌های اخلاقی بالا یا رتبه بالا را نشان می‌دهد، معمولاً به صورت تمجید.

Formal. Suggests high moral qualities or rank, often used in praise.

loftyبزرگ‌منش

رسمی یا ادبی. به جایگاه یا آرمان‌های والا اشاره دارد.

Formal or literary. Implies elevated status or ideals.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000