بازگشت

exasperation

ex·as·per·a·tion/ɪɡˌzæspəˈreɪʃən/
ex-thoroughlyasperrough, harsh-ateverb suffix-ionnoun suffix
noun (اسم)common
رنجشعصبانیت

احساس شدید ناراحتی یا عصبانی شدن.

A feeling of intense irritation or annoyance.

«او با ناراحتی از سر و صدا آه کشید.»

She sighed in exasperation at the noise.

«اشتباهات مکرر او باعث عصبانیت همکاران شد.»

His repeated mistakes caused exasperation among colleagues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irritationآزردگی

معمولی. معنی مشابه ولی شدت کمتری دارد.

Common. Similar meaning but less intense than exasperation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000